![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
به نام خدا سلام اگه بعد از مدت ها به روزم به خاطر اصرار برادرم سید اکبر میر جعفریه کنگره ایینه نبی هم برگزار شد چه خوب و چه بد از لطف همه ی دوستان متشکرم چه اونهایی که با وجود کنسلی بلیط ها رنج اومدن با سواری رو به دوش کشیدند و چه چه اونهایی که نتونستن بیان از همه ممنونم و اما یک غزل این غزل رو تقدیم می کنم به همه ی کوفیان عزیز که به حضرت علی و نسل پاک ایشان خیلی لطف داشتند و هم به کوفیان عزیز شهرم که به من خیلی ...
اینان اسیر نفرت و مرگند امروز یا فردا نمی فهمند گفتم هزارن بار دردم را گفتم ولی اینها نمی فهمند
اول برایت نامه می دادند بعدا به پایت جان نمی دادند دل هایشان همراه مولا بود شمشیرها اما نمی فهمند
نامردمان نامرد می مانند هر قدر هم بی درد... می مانند آه علی ، نفرین زهرا ماند تا آخر دنیا .... نمی فهمند
کوفه دچار ابن ملجم بود مولا سراسر ناله و غم بود چیزی درون سینه اش کم بود وقتی که زهرا را نمی فهمند
فزتُ و رَبّ الکعبه می خواند آنقدر توی سجده می ماند تا یک نفر او را رها سازد از شر این دنیا ... نمی فهمند
از آسمان بانگ رحیل آمد موسی هراسان پای نیل آمد دریای علم مرتضی واشد دریاست او... آیا نمی فهمند؟
* * *
بعد از هزاران سال بعد از تو وقتی تمام شهر می فهمند این قوم اسیر خواب خوش هستند نه واقعا ً این ها نمی فهمند!!!
ببخشید یه نکته یادم رفت هر کس که می خواد توی نظرات به عبارت های (زیبا بود) یا (خوب بود) و یا ... اکتفا کنه لطفا نظر نده ممنون
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مهر 1387ساعت 23:27 توسط محمد برزگر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
والسلام
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|